تبلیغات
امیر براهوئی ...
نویسندگان


چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

 

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و

 

از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.

 

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:

 

" کدام لاستیک پنچر شده بود ؟"

 




برچسب ها:امیر براهوئی.amirbarahouie.love.دلنوشته.zahedanit.ir.عاشقانه. داستان استاد زرنگ و دانشجوها، دانشجو، دانشکده فنی باهنر زاهدان، باهنر، زاهدان،
[ پنجشنبه 24 مرداد 1392 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ ' براهوئی ]
درباره وبلاگ

با سلام امیر براهوئی هستم متولد 1373 مصادف با 15/10/1994 دانشجوی رشته كامپیوتر دانشکده باهنر ساكن زاهدان برای تبادل لینک وبلاگ ما رو با نام (از صفر شروع كن ) لینک کنید و اطلاع دهید تا شما رو پیوند کنم

بعضی اوقات صفر این کلمه ی یک نقطه ای یادت میندازه که تو میتونی از صفر شروع کنی
و بعضی اوقات یه از صفر شروع کردن بهترین اتفاق توی زندگیت میشه فقط یادت باشه

اون بالا ها موفقیت های زیادی منتظرتن